درباره : نیم نگاهی به فلات ایران
لازم دانستم مختصری از ایران بگویم . نه از ایران امروز ؛ نه از نقشه سیاسی که بر دیوارهای رنگ رنگ ؛ بر اوراق نقش بسته است . بل از فلات ایران ؛ از ملل وفادار به مام کهن خود .
از سرزمین هایی که به قول مولا نا (شاعر فلات ایران) از اصل دور مانده اند وروزگار وصل می جویند.
ایران بارها آماج طمع بیگانگان بوده؛ فرمانرویان بسیاری را به خود دیده است .
از داریوش و کوروش تا نادر مرد بر پشت زین با انبانی از نخود . از شاه سلطان حسین صفوی و ماجرای محمود افغان ؛ تا بزرگانی چون امیر کبیر و مصدق وتا مشروطه ای و انقلابی و جمهوری اسلامی .
در این کُنش ها و واکنشها پاره های تن ایران ؛ برای اینکه ایران ؛ آن کهن سرزمین آریایی نماند،با دسایس مختلف از پیکراین فلات کهن جدا افتادند . واکنون این سرزمینها هر کدامشان بوی یکدیگر را میدهند .
آذربایجان - افغانستان - تاجیکستان - بحرین - ازبکستان - ترکمنستان و...
در این میان وفادارترین به مام خود افغانستان وتاجیکستان بوده اند .
مشترکات ایران - تاجیکستان وافغانستان آنقدر است که گویی از استانی به استان دیگر می روی از ولایتی به ولایت دیگر سفر می کنی و گویی مرزی بین شان نیست.
افسوس و صد افسوس که دردشان نیز مشترک است .
بقول دوست خوبم ؛ خواننده نام آشنای افغان داوود سرخوش
<< یا مولا علی میهنم دیگر طاقت جفا ندارد
درد این وطن از بیگانه هاست ؛ این چون وچرا ندارد>>
آری شاید از موقعیت ژئوپلتیک ماست ویا شاید از همسایگی با همسایه شمالی ویا نفت ماست ویا شاید از ماست که برماست .
بر آنم که مشاهدات ومطالعات چندین ساله را در خصوص اوضاع این سه کشور ارائه نمایم.تا شاید گامی باشد بر رسیدن به:
فردایی دیگر.